بازیسازان استودیوهای پلی استیشن و توسعهدهندگان تردپارتی از بازیهایی میگویند که بیشترین غافلگیری را برای آنها به همراه داشتهاند.

فروشگاه پلی استیشن ۲۰ سال است که بازیکنان را با انواع مختلفی از بازیها، از ماجراجوییهای بزرگ و پرهزینه گرفته تا عناوین مستقل و جذاب، پیوند داده است.
برای گرامیداشت این مناسبت، سونی از توسعهدهندگان استودیوهای پلی استیشن و استودیوهای شخص ثالث خواست تا از بازیهایی در دو دهه گذشته یاد کنند که برایشان غافلگیرکننده بودهاند. منظور صرفا بهترین بازی عمرشان نیست، بلکه اثری است که انتظار نداشتند تا این حد از آن لذت ببرند، یا به شکلی پیشبینینشده توانسته بود توجه آنها را جلب کند.
امروز، رویداد ۲۰ سالگی فروشگاه پلی استیشن آغاز میشود و میتوانید از تخفیفها و منتخبی از بازیهای برتر دیدن کنید.
در ادامه، صحبتهای توسعهدهندگان درباره بازیهای غافلگیرکننده ۲۰ سال اخیر را میخوانید:
Balatro | پلی استیشن ۴ و پلی استیشن ۵، ۲۰۲۴

بازیای که بلافاصله به ذهنم میآید، Balatro است. اگرچه این بازی بر پایه قوانین ساده و آشنای پوکر بنا شده، اما من بهطور کامل مجذوب حس رضایتی شدم که از پیشرفت در بازی، ترکیب کارتهای مختلف و افزایش مداوم امتیازها به دست میآید. این عنوان واقعا درگیرکننده است و به من یادآوری میکند که چرا بازی کردن از همان ابتدا تا این حد لذتبخش بوده است.
– نائوکی هاماگوچی، کارگردان سری Final Fantasy 7 Remake، اسکوئر انیکس
Dragon Quest XI: Echos of an Elusive Age | پلی استیشن ۴، ۲۰۱۸

هنگامی که برای اولین بار Dragon Quest XI: Echos of an Elusive Age را تجربه کردم، کاملا غافلگیر شدم. از داستان گرفته تا طراحی شخصیتها و دنیای بازی، چنان جذابیتی دارد که دوست نداشتن آن دشوار است. هر زمان که به نظر میرسید مسیر پیشرو کاملا مشخص است، بازی با یک پیچش داستانی غیرمنتظره این تصور را در هم میشکست. این بازی یک سفر قهرمانانه فوقالعاده با شخصیتی بسیار منحصربهفرد است.
– جاناتان برک، مدیر ارشد فناوری، استودیوی سانتا مونیکا
God of War | پلی استیشن ۴، ۲۰۱۸

عنوانی که هرگز انتظار نداشتم تا این حد عاشقش شوم، God of War محصول سال ۲۰۱۸ بود. هنوز هم برایم غیرقابلباور است که استودیوی سانتا مونیکا چگونه توانست چنین کیفیتی را روی پلی استیشن ۴ پیاده کند.
با این حال، داستان بازی بود که من را کاملا مجذوب کرد. در نسخههای قبلی، کریتوس شخصیتی بود که بیشتر با خشم و غضب تعریف میشد و عمق احساسی چندانی نداشت. اما God of War تغییرات بنیادینی در این رویه ایجاد کرد. پرداختن به مفاهیمی مثل پدر بودن، کنترل نفس، شکستن چرخههای سمی، اندوه و هویت، چیزی نبود که از این بازی انتظار داشته باشم، اما در تمام این جنبههای احساسی به طرز فوقالعادهای عمل کرد.
بازیهای بسیار کمی موفق شدهاند مانند God of War توازنی به این شکل میان گیمپلی بینظیر و داستانی عمیق و درگیرکننده برقرار کنند.
– رامون راسل، مدیر توسعه محصول و استراتژی برند، استودیوی سن دیگو
Inscryption | پلی استیشن ۴ و پلی استیشن ۵، ۲۰۲۲

اصلا برای Inscryption آماده نبودم. فکر میکردم فقط یک بازی رومیزی مبتنی بر کارت با فضایی ترسناک است و چون معمولا به این سبک علاقه دارم، آن را امتحان کردم. پیچیدگی تعامل کارتها و تغییردهندههای آنها برایم بسیار جذاب بود. بهعنوان کسی که روی بازیهایی با داستانهای عمیق و پیچیده کار میکند، برایم ارزشمند بود که بازی به ما بازیکنان اعتماد میکند تا خودمان داستان مرموز (و حتی طراحی بازی) را کشف کنیم. Inscryption کار خارقالعادهای انجام میدهد: بهعنوان یک بازی ظاهرا ساده شروع میشود، اما در ازای پشتکار بازیکن، در هر مرحله لایههای جدیدی از گیمپلی و داستان را فاش میکند. این بازی برای من ارزش شخصی هم دارد، چون گربه ازدسترفتهمان در قالب یکی از کارتهای بازی با نام lil toot boi زنده است. در آرامش بخواب، رفیق کوچک.
– آرنه مایر، مدیر فرهنگ و ارتباطات، ناتی داگ
Inside | پلی استیشن ۴، ۲۰۱۶

باورش سخت است که بازی Inside ساخته پلیدد بیش از یک دهه پیش منتشر شده است. این بازی بدون هیچگونه رابط کاربری یا دیالوگ، تجربهای کاملا منحصربهفرد ارائه میدهد و بدون ارائه دستورالعملهای واضح، با یک دست پنهان به بهترین شکل ممکن شما را راهنمایی میکند. جلوههای بصری و صوتی بهطور بینظیری با داستان مبهم بازی هماهنگ هستند؛ داستانی که حتی تا هفتهها (یا یک دهه) پس از پایان بازی، ذهن شما را درگیر میکند. این اثر یک شاهکار تمامعیار است.
– مارکوس اسمیت، کارگردان، اینسامنیاک گیمز
Sayonara Wild Hearts | پلی استیشن ۴، ۲۰۱۹

بازی Sayonara Wild Hearts من را کاملا شگفتزده کرد. من معمولا به بازیهایی که عناصر موسیقی و ریتمیک بخش اصلی گیمپلی آنهاست، گرایشی ندارم. اما بهمحض اینکه جریان بازی را دیدم، سبک رنگارنگ و خاص آن من را مجذوب کرد. با ورود به بازی، داستان و محیط پویا و فوقالعاده آن، من را بیشتر به دنیای خود کشاند. خیلی زود متوجه شدم که کاملا درگیر یک بازی ریتمیک و موزیکال شدهام و تا زمانی که داستان را تمام نکردم، نتوانستم آن را کنار بگذارم. موسیقی متن بینظیر بازی این تجربه را کامل کرد. قطعا تجربه این بازی را به کسانی که معمولا سراغ این سبک نمیروند، پیشنهاد میکنم؛ برای من یک تجربه واقعا فراموشنشدنی بود.
– برونو ولاسکوئز، کارگردان بازی، استودیوی سانتا مونیکا
Shadow of the Colossus | پلی استیشن ۲، ۲۰۰۵

من Shadow of the Colossus را انتخاب میکنم که اولین بار در سال ۲۰۰۵ برای پلی استیشن ۲ منتشر شد. شما فقط با یک اسب و یک شمشیر، در دشتها میتازید تا موجوداتی غولپیکر را از پا درآورید و معشوقه خود را از خوابی عمیق نجات دهید. این بازی اساسا نبرد داوود و جالوت است. ماجراجویی که در ابتدا ساده و خشک به نظر میرسد، تنهایی قهرمانانه را با نبردهای حماسی، دستاوردهای فنی چشمگیر و موسیقی متنی تاریخساز به کمال میرساند. یک شاهکار واقعی.
– نیکولاس دوست، مدیر استودیو، تیم آسوبی
Uncharted 2: Among Thieves | پلی استیشن ۳، ۲۰۰۹

بازی Uncharted 2: Among Thieves در سال ۲۰۰۹، زمانی که آن را روی پلی استیشن ۳ بازی کردم، بیشترین غافلگیری را برایم داشت. پس از هیجانی که از نمایشهای بازی داشتم، نسخه نهایی چیزی بهمراتب حماسیتر و چشمگیرتر ارائه داد. سکانسهای اکشن یکی پس از دیگری شگفتانگیز بودند. ارزش تولید بالا، کاریزمای شخصیتها و حس بودن در یک فیلم سینمایی بلاکباستر، فوقالعاده بود. این بازی تمام آن چیزی بود که بهعنوان یک طرفدار هیجانزده پلی استیشن از آن انتظار داشتم.
– گرگوری لودن، کارگردان، هاوسمارک
