رونمایی انویدیا از فناوری DLSS 5 با واکنشهای متناقض و جنجالهای زیادی در صنعت بازی همراه بود. در حالی که برخی از گیمرها بهسرعت از فیلترهای واقعگرایانه و چشمگیر آن حمایت کردند، بسیاری دیگر آنها را بیروح دانسته و احساس کردند که این جلوههای بصری ارتقایافته، هویت اصلی بازیها را از بین میبرند.

اکنون شان لیدن، مدیر سابق بخش سرگرمیهای تعاملی سونی (SIE)، ادعا میکند که DLSS 5 بیشتر شبیه به یک ترفند نمایشی زودگذر است. او معتقد است زمانی که فناوری جدید انویدیا بهطور دقیق مورد بررسی قرار بگیرد، آنگونه که طرفدارانش تصور میکنند عملکرد قابلقبولی نخواهد داشت و دوام نمیآورد.
رد کردن فناوری DLSS 5 توسط شان لیدن، در تضاد با دیدگاه مدیران فعلی این صنعت است، اما در عین حال مهر تاییدی بر نگرانیهای گسترده گیمرها درباره فناوری جدید ارتقاء مقیاس انویدیا محسوب میشود.
شان لیدن در گفتگو با کانال PSI در یوتیوب، اعلام کرد کرد که فناوری فعلی هوش مصنوعی و محتواهای بیکیفیت تولیدشده توسط آن، در حال حاضر هیچ تهدید خلاقانهای برای صنعت بازی محسوب نمیشوند. از نگاه او، ابزارهای هوش مصنوعی مانند DLSS 5 صرفاًپیشرفتهایی ابتدایی هستند که حتی در برابر بررسیهای دقیق و موشکافانه نیز دوام نمیآورند.
لیدن در این رابطه میگوید:
فکر نمیکنم چیز خیلی خوبی باشد. من آن را دقیقا همانگونه که هست میبینم؛ چیزی شبیه به یک ترفند نمایشی و سرگرمکننده.
او بر این باور است که هوش مصنوعی شاید بتواند روند ساخت بازیها را تسریع کند، اما لزوما عناوین بهتری خلق نخواهد کرد؛ چرا که بازیها به دلیل سیستمهای پیچیدهای که دارند، شبیه به فیلمهای سینمایی نیستند. بنابراین، یک دموی پر زرق و برق از هوش مصنوعی تنها در قالب یک ویدیوی کوتاه جذاب به نظر میرسد و نمیتواند جایگزینی برای بازیسازی سنتی باشد.
مدیرعامل سابق سونی در ادامه افزود:
این فناوری مثل این است که بگوید: هی، ببینید من اینجا چه کار میتوانم بکنم! اما وقتی شروع به بررسی و راستیآزمایی آن میکنید، خیلی زود از هم میپاشد.
لیدن همچنین DLSS 5 و سایر ابزارهای هوش مصنوعی را با دوران استفاده از موتور گرافیکی Renderwave مقایسه میکند؛ دورانی که در آن استفاده گسترده بسیاری از توسعهدهندگان از این موتور بازیسازی دارای لایسنس، منجر به تولید بازیهایی شد که از نظر ظاهری به طرز وحشتناکی شبیه به یکدیگر بودند.
از دیدگاه او، فناوری جدید ارتقاء مقیاس انویدیا میتواند این یکنواختی و شباهت را دوباره به صنعت بازگرداند؛ زیرا استودیوها برای بهتر جلوه دادن بازیهای خود مجبور میشوند از فیلترها، منطق نورپردازی و سایر میانبرهای بصری یکسانی استفاده کنند.
بر همین اساس، او در پایان نتیجهگیری میکند که تمام این بودجههای کلان باید به جای صرف شدن برای خلق ابزارهای ابتدایی هوش مصنوعی، روی ساخت بازیهای خوب و باکیفیت سرمایهگذاری شود.
