فراموش کنید جدایها را؛ بازی Fate of the Old Republic احتمالاً داستانی را درباره سیثها ارائه خواهد داد که منتظرش بودهایم. روایت حماسه اسکایواکر همیشه بر پیروزی نور بر تاریکی متمرکز است و بطور طبیعی توجه ما بیشتر به سمت نیروهای روشن میرود، حتی اگر گاهی اوقات ضعیف و ناپایدار به نظر بیایند.

جورج لوکاس، خالق دنیای جنگ ستارگان، هرگز درصدد بیان دیدگاه سیثها نبوده است. آنقدر که شخصیتهای شروری مانند دارث مول تنها به مدت شش دقیقه در فیلم The Phantom Menace حضور مییابد. البته دارث مول به دنیای جنگ ستارگان و بهویژه در Star Wars: The Clone Wars بازگشت یافت، اما تمرکز همیشه بر روی جدایها و کلونها باقیمانده است و آنها به قهرمانانی ملموستر تبدیل میشوند. در واقع، تاریکی همیشه به صورت سایهوار و مرموز باقی میماند، بخشی از این امر ناشی از قانون دوگانه سیثهاست که تعدادشان را محدود میکند. به همین خاطر، تعداد جدایها بیشتر از سیثهاست و این به توسعه بیشتر شخصیتهای قهرمان منجر میشود.
اما بازی Fate of the Old Republic میتواند به بزرگترین چالش جنگ ستارگان پاسخ دهد. داستان رخدادهای جمهوری کهن بین ۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰ سال پیش از دوران اسکایواکر قرار دارد، یعنی زمانی که سیثها به دنیا آمده بودند تا دوران دارث بین با وضع قانون دوگانه. در آن زمان، تعداد سیثها گاهی بیشتر از جدایها بود و پتانسیل روایت داستانهای تاریک به شدت بالا بود.

مدتیست که جهان جنگ ستارگان به بررسی روایت داستانهای تاریک پرداخته است. سریال The Acolyte تحت نظر لزلی هدلند بهعنوان داستانی درباره سیث معرفی شد و اگر فصل دوم آن لغو نمیشد، احتمالاً توسعه بیشتری میتوانست داشته باشد. سال آینده، یک سریال انیمیشنی به نام Maul: Shadow Lord منتشر خواهد شد که در آن شاگرد سابق پالپاتین در تلاش است تا در دوران امپراتوری زنده بماند. با این حال، حتی Shadow Lord هم داستان واقعی سیث نیست، چراکه مول خارج از محدوده سیثها قرار دارد.
Fate of the Old Republic میتواند در نهایت داستان واقعی از سیثها را به تصویر بکشد. این بازی بهگونهای ادامه معنوی بازی KotOR است و حتی توسط برخی از همان تیم خلاق توسعه یافته است. عنوان بازی نشان میدهد که این فقط دوران جدایها نیست. بازیهای قبلی KotOR بر مرز بین نور و تاریکی قرار داشتند و شخصیتها به راحتی میتوانستند به سمت تاریکی یا نور گرایش یابند و آزادی کاملی برای انتخاب مسیر خود داشتند. بنابراین احتمالاً این بازی میتواند عطش برای داستانهای سیث را برطرف کند.
نام بازی یک نشانه مهم به شمار میآید. اگر واقعا این «سرنوشت» جمهوری کهن باشد، بازی باید نشان دهد که چرا سیثها محتوم به شکست هستند. تمرکز باید بر اشتیاق به قدرت باشد که منجر به درگیریهای داخلی بین سیثها میشود؛ همان انگیزهای که موجب سقوط انجمن باستانی سیث گردید و قانون دوگانه برای مقابله با اینچنین درگیریهایی وضع شد. سیثها به دلیل ذات رقابتی خود، به جای همکاری، همواره شکست میخورند.
پرورش این بازی چندین سال به طول خواهد انجامید. بنابراین، بازیکنان باید منتظر بمانند و به تدریج جزئیات بیشتری آشکار خواهد شد. تا آن زمان، تنها میتوان امیدوار بود که شاید بالاخره داستانی را دریافت کنیم که مدتها چشمانتظارش بودهایم.
