پژوهشگران پیشتر از مزایای درمانی اولتراسوند متمرکز، به ویژه در ارتباط با بیماریهای عصبی نظیر پارکینسون، آگاهی داشتند. اکنون شرکتهای فعال در زمینه هوش مصنوعی در حال ایجاد یا تأمین مالی استارتاپهایی هستند که رابطهای مغز-کامپیوتر غیرتهاجمی را با استفاده از تکنولوژی اولتراسوند توسعه میدهند.
دانشمندان برای مدتها به جستجوی روشهایی برای به کارگیری فناوری به منظور تحلیل و تفسیر دقیق سیگنالهای مغزی پرداختهاند، چه از طریق ایمپلنتها و چه با استفاده از روشهای غیرداخل مانند EEG و اولتراسوند. در سال ۱۹۷۳، مقالهای از ژاک ویدال، محقق حوزه کامپیوتر در دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس، واژه رابط مغز-کامپیوتر (BCI) را به دنیا معرفی کرد.
در سالهای اخیر، پیشرفتهای قابل توجهی در زمینه تحقق مفهوم BCI به واسطه ظهور فناوریهای جدید صورت گرفته است. با وجود پیشرفتهای به دست آمده در روشهای تهاجمی، به ویژه با Neuralink ایلان ماسک، ورود هوش مصنوعی و توانایی آن در یاریرسانی به کارشناسان برای تفسیر دادههای EEG و اولتراسوند توجه استارتاپهای نوظهور هوش مصنوعی در سطح جهانی را به خود جلب کرده است. به تازگی، OpenAI خبر از سرمایهگذاری خود در استارتاپ Merge Labs را اعلام کرد که بر روی BCI مبتنی بر فناوری اولتراسوند فعالیت میکند. همچنین، در همین هفته گزارشی از Wired به تشکیل یک استارتاپ مشابه به نام Gestala در چنگدو، چین اشاره کرد.
فونیکس پنگ، مدیر عامل Gestala، در گفتوگویی با Wired اظهار داشت: «رابط مغز-کامپیوتر الکتریکی تنها قادر به ثبت اطلاعات از بخشهای خاصی از مغز است؛ بهعنوان مثال، قشر حرکتی. بهنظر میرسد اولتراسوند میتواند به ما دسترسی به کل مغز را فراهم آورد.»
در نگاه اول، انتخاب اولتراسوند شاید غیرمنتظره به نظر برسد، بهویژه که بیشتر به عنوان ابزاری برای تصویربرداری بدن شناخته میشود. اما اولتراسوند میتواند در عرصههای درمانی نیز نقش عمیقی ایفا کند. به عنوان نمونه، اولتراسوند متمرکز (FUS) میتواند دماي لازم برای حذف نورونهایی که در بیماری پارکینسون دخیل هستند، فراهم آورد. به همین ترتیب، پنگ ادعا میکند که دستگاه نسل دوم Gestala یک کلاه است که قادر به شناسایی وضعیتهای مغزی مرتبط با درد مزمن یا افسردگی است و به محل دقیق مغز که فعالیت غیرعادی دارد، تحریک درمانی میفرستد.
اگرچه این فناوریها از اولتراسوند برای اندازهگیری جریان خون مغز بهمنظور استخراج دادهها بهره میبرند، کیفیت این دادهها میتواند تحت تأثیر جمجمه که ظرفیت انحراف امواج اولتراسونیک را دارد، دچار اختلال شود. بنابراین، در حالی که ارایه درمان به مغز شناخته شده است، استخراج اطلاعات از مغز با فناوری اولتراسوند موضوعی کاملا متفاوت به شمار میرود.
البته، اولتراسوند تنها رویکرد غیرتهاجمی برای تحلیل الگوهای مغزی نیست. در سپتامبر ۲۰۲۵، بیش از ۵۰ سال بعد از معرفی ایده BCI از سوی ویدال، محققان UCLA موفق به ارائه سطح جدیدی از عملکرد BCI شدند که با استفاده از الکتروانسفالوگرافی و هوش مصنوعی، توانست سیگنالهای مغزی را تنها با یک کلاه مغزی به حرکات تبدیل کند و بدون نیاز به جراحی تهاجمی مغز عمل کند.
جاناتان کائو، نویسنده این پژوهش از UCLA، بیان داشت: «در نهایت، هدف ما توسعه سیستمهای AI-BCI است که استقلال مشترک را فراهم کنند و به افرادی که دچار اختلالات حرکتی هستند، نظیر فلج یا ALS، امکان بازگشت بخشی از استقلال خود در فعالیتهای روزمره را بدهند. ما از هوش مصنوعی برای تکمیل سیستمهای رابط مغز-کامپیوتر بهره میگیریم و در پی خلق مسیرهایی با ریسک پایینتر و غیرتهاجمی هستیم.»
ادغام انسان و ماشین همچنان ادامه خواهد یافت، همانگونه که در طول تقریبا یک قرن گذشته شاهد آن بودهایم. اما اینکه این ترکیب به شکل ایمپلنتهای عصبی مستقیم یا فناوریهای غیرتهاجمی دیگر باشد، هنوز مشخص نیست.
